برای اینکه بدانید آخرین ایلخی چی ایران چه کسی است ، ساده ترین و بهترین راه اقتباس و برداشت از فرهنگ نام آوران معاصر ایران جلد دوم است که مطالبی در مورد ایشان نگاشته است:

دکتر محمد تقی ابراهیم پور

     درمیانه ی سال  های1327 –1332 دوره ی دکترای دامپزشکی را آغاز و به پایان رسانده است. دوره ی بازرسی مواد غذایی ( بهداشت شیرو گوشت ) را در امریکا از سال 1338 ودوره ی کارشناسی ارشد رشته ی علوم اجتماعی را در سال 1343 از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده است.  
آثار مکتوب نامبرده در رشته های مختلف ادبیات فارسی ، داستان و داستان برای جوانا ن و فرهنگ و واژه نامه های فارسی – کردی و کردی–فارسی و کردی-انگلیسی و ترجمه های مختلف از کتا ب های آموزش سوارکاری( سوارکاری، درساژ، پرش  و مسابقات صحرایی)  وسیله ی مؤسسات ملی و دولتی چاپ و منتشر کردهاست. کتاب نامدار " اسب"  وسیله ی دانشگاه صنعتی اصفهان و واژه نامه هارا انتشاراتی ققنوس وسایرانتشاراتی هابه چاپ رسانده اند. انتشارمجله ی دامپزشکی ارتش و  شماره های آغازین انجمن سلطنتی اسب از کارهای ایشان  می باشد.

فیس بوک facebook

تلگرام telegram

اینستاگرام instagram

خانه

اسب های خون گرم

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط محمد تقی ابراهیم پور
بازدید: 1741

 

اسب های خون گرم

گفتیم که موضوع درجه ی حرارت خون اسب در میان نیست و یاد آور شدیم که دسته بندی اسب بر اساس وزن آن انجام گرفته است. در گذشته اصرار بر این بود که اسب ها به دو دسته ی خون گرم و خونسرد تقسیم شوند. این درست است اما بیشتر از سر ناچاری است زیرا مثلاً در دسته ی زیر 250 کیلو گرم  هم اسب خونسرد وجود دارد هم خونگرم . در این دسته برخی قابل سوار شدن هستند و می توانند اسب ورزشی به حساب آیند وبرخی جزحمل بار وکشش گاری های سبک کاری نمی توانند انجام دهند. همچنین است در میان اسب هایی که وزن آن ها از 600 کیلوگرم سر می زند یعنی در حقیقت جزو دسته ی سوم یعنی سنگین وزن های کشش به حساب می آیند اما شایسته ترین اسب ورزشی میدان های پرش با اسب و درساژ هستند. انواع هانورین و هلشتاین و.....از این دسته هستند. واژه ی نوبل یا اصیل که امروز به اسب های خون خالص عرب و تربرد اطلاق می شود آیا این امتیاز به اسب های خونسرد سنگین وزن خون خالص هم داده می شود اگر داده نمی شود، چرا؟ و مجموع این آگاهی ها تقسیم بندی های دیگری را  می طلبد هرچند  به صورت شاخه ای و فرعی که انجام  شده است. مثلاً در مورد پونی ها سیستم متریک دخالت داده شده و گفته شده است هر اسبی که زیر 150 سانتی متر باشد پونی به حساب می آید. تازه زیر این رقم هم دسته بندی هایی انجام گرفته  است که به نوبت خود اهمیت دارند. در  اسب های میان وزن چنان که گفته شد ورزش های پرش با  اسب  به سنگین وزن ها و مسابقا ت اسبدوانی را به میان وزن ها (تربرد)  و سبکتر ها را به چوگا ن  و سیرک اختصاص داده شده اند . دخالت برخی از این دسته ها در بخش های دیگرممکن و دیده می شود مانند پرش با اسب تربرد یا کار برد نوع سبک آن در بازی چوگان. 

     خون گرم و خونسرد هم یکی از این تقسیم بندی های عملی و استعاری است که برای شناسایی طبیعت اسب به کارگرفته شده است.کسی که چوگان بازی می کند نمی تواند از اسب سنگین  سود بجوید و کورس کار باید اسب خونگرم خریداری کند.                                                                                                                

به هرصورت اسب های خونگرم اسب هایی  هستند که بیشتر متوجه اطراف خود هستند اگر غریبه ای به باکس آن وارد شود عکس العمل نشان می دهند یا گوش ها را می خواباند ودندان ها را نشان می دهد یا پشت می کند که مواظب لگد من باش. در موقع تقسیم خوراک  سرو صدا راه می اندازد،چرا سهم مرازود نمی دهید چرا من را نفر اول قرار نمی دهید؟  قدرت آموزش بیشتری دارد و دیر فراموش می کند، زود تر دوست می شود و دیرتر از یاد می برد یعنی چیزی را که یاد گرفت از یاد نمی برد هرقدر آن چیز ظریف یا مشکل باشد. به رفتار مربی عکس العمل نشان می دهد و زبان مربی را بسیار زود فرا می گیرد . 

       درغرب به دو خون ها زیادتر از ایران اهمیت می دهند هر دو گونه اسب خو نگرم با هم جفت داده شوند در صورتی  که انتخاب به قاعده و برابراصول ژنتیک باشد کره یا اسب دو خونی به وجود خواهد آمد که غالباً کارآمد است و مطابق خواسته ی مالک و طراح است .اسب های چناران در ایران خواسته ی تولید کننده ی خود را که جهان گشایی بود به خوبی برآوردند و هم اکنو ن نیز میدان های اسبدوانی ایران از دو خون های آنگلو ترکمن موج می زند زیرا خواسته ی مالکان کورس کار را به خوبی بر آورده می کند. در این کتاب ما هم از آن ها نام می بریم و هنرشان را می نماییم.         

http://ilkhichi.persiangig.com/picture/horse%20pedegree2.jpg                               

 

نژاد اسب ها

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط محمد تقی ابراهیم پور
بازدید: 1339

 

نژاد اسب

 

نوع اسب  دارای دو خصوصیت ویژه است:  1- شکل اسب بودن. 2- رفت و روش اسب دا شتن . در مورد بخش دوم اندکی توضیح می دهم.  اسب سه حرکت اختصاصی  دارد که   می تواند آن ها را به اراده ی خود انجام داده یا به همدیگر تبدیل کند. این سه حرکت قدم و یورتمه و چهارنعل است  که اسب  انواع آن ها را   اجرا می کند. حیوانات دیگر هم چنین حرکاتی دارند  اما  کمتر حیوانی  هرسه روش را می تواند به اراده ی خود اجرا کند. گاهی یکی از آن ها را اجرا  می کند اما  از اجرای  هر سه حرکت آن عاجز است یا خود روش هایی دارد که اسب می تواند اجرا کند اما به آن نیاز نداردو به آن یا آن ها عمل نمی کند. به هرحال حرکات و روش های اسب فراوان و مشخص هستنداما این سه روش مورد توجه انسان است.

 

اسب هارا به طرق های مختلف بر مبنای  شکل استخوان پیشانی، وزن  و گاهی رنگ و قد دسته بندی می کنند. دراین دسته ودسته بندی ها نژادها وانواع مختلفی اسب یافت می شوند. اسبهای خونسرد  معمولأ سنگین وزن هستند اما در میان آن ها سبک وزن هم یافت می شود. درمیان پونی ها هم چند  نژادخونسردپیدا می شوددرحالی که وزن آن هازیاد نیست.  دراسب های خونگرم  هم نژاد ها و انواع  مختلف یافت می شود گاهی کوچک اندام  هستند و زمانی با  قد بلند  و وزن زیادتری هستند.  اصولأ تقسیم بندی  امروزه ی  اسب ها بر مبنای وزن آن قرارگذاشته شده است و به این ترتیب: تاوزن 250  -300  کیلو گرم اسب  های کوچک  اندام و پونی ها.   300- 600  کیلوگرم اسب های خونگرم  سواری  و ورزشی و از آن بیشتر به اسب های خونسرد و کشش اختصاص دارد.                                                          

 

این نوشته ها مقدمه ای است برآن چه راجع به نژاد اسب بایدگفته شود بنابراین ادامه می دهم: کار یکی از عوامل تشخیص نوع اسب است. کار برد اسب  سنگین در ورزش  غیر ممکن است  چنان که کشیدن گاری های سنگین در توان اسب های کوچک اندام  نیست. با این احوال دو نژاد اسب را نام می برم که از آن ها اسب های کوچک برای سواری و کار در مزرعه، اسب متوسط برای کار ورزشی و اسب های  سنگین برای کشش ساخته اند،  اسب های الدنبرگ  و  نونیوس . در این جا به دو  مطلب اشاره  می کنم یکی آن که وقتی راجع به خصوصیات یک نژاد صحبت می کنیم قاطع و دگم و بدون حاشیه نیست و نمی توانیم از آن گفتگو کنیم، خرده ریز و حشو و زوائد بسیار دارد. مثلأ در نژادی که گوش های کوتاه و معمولی دارد پیدا شدن  یک تیره که گوش نک تیز دارد اصلی را در هم نمی ریزد و نژادی را مشخص و جداگانه  نمی سازد.  اسب های از یک نژاد که در  کوهستان  خدمت   می کنند  مسلمأ قاب وقلم قوی تری می یابندتا اسب هایی از همان نژادکه درکفه و خاک نرم کارمی  کنند. یک  مثال جالب دراین باب اسب تربرداست. زمانی بود که مسافت کورس ومیدان های مسابقه دریک هزار  متر مورد توجه بود. اسب کوچک اندام زودتر و سریعتر از اسب بلند و درشت ازجا کنده می شود به این جهت اسب تربرد به سوی کوچک اندامی کشیده  شد. در این مسیر احتمال دارد تغییرات  اندکی هم پدیدار شده باشدکه دراین حال هم خود درقالب اسب وهم اسب در داخل نژاد خود باقی می ماند.  این تغییرات چه در اسب های نونیوس و چه درنژاد الدنبرگ و تربرد ها به دست انسان انجام پذیرفته است اما گاهی وبیشتر طبیعت خوددر کار تغییر و تبدیل است مانند رنگ که از اسب کهر روشن اولیه رنگ های مختلف با طیف های  گوناگون پدید آمده  است. گاهی چنان است که رنگ باعث تمایز و نام بردن به نام یک گونه ی جداگانه از آن ها می شود در حالی که دراصل ممکن است به نژادهای مختلف  متعلق باشند:  پینت ، پینتو   اورو.                              

 

تمام آنچه گفته شدمتفرعات ومشابهات کناری است که برای دسته بندی اسب درحالت و زمان  هایی در نظر گرفته می شود. شرایط روانی هم فراموش نشود هرچند ممکن است  انفرادی و شخصی باشند اما می گویند فلان نژاد اسب به کارکردن علاقمند است و فلان نژاد ارتباط خوب با انسان دارد یا فلان نژاد شرور و بد اخلاق است.  وتمام ای ها متغییر ها هستند یعنی باید باشند اما اگر نباشند واگر تغییر کنند، کم یا زیادشوند اتفاقی روی نمی دهد این شکل و اندام اسب است که وابستگی کامل آن را به یک نژاد تعیین می کند  و شکل و اندام از استخوان بندی، ماهیچه های اسب و چگونگی رشد و قرار گرفتن آن ها و طول و عرض سینه و شکل استوان کپل و اتصالات مربوط به آن، گردن ، سر ، شکم و کشاله و دست و پا............باید بسیار اسب دید و زیاد کسب تجربه کرد تا بتوان اسبی را در یک مقام ، نژادیا دسته قراردارد. می دانم درحیوانات دیگرهم  چنین است اما اسب  هادارا ی تنوع بیشتر و انواع ونژادهای فراوان تر هستند واین تشخیص را مشکل می کند. بسیار بسیار مشکل است که اسب تربرد را نگاه کنی و در درون آن اسب ترکمن را هم ببینی و اسب  تراکینر  را ببینی و اسب کرد  را  به یاد بیاوری.                    

 

 اما امروزتنها اندام شناسی ومشابهات واختلافات اندام شناسی نیست که انسان را به سوی یک نژاد اسب  هدایت می کند. از  زمانی که صندوقچه ی ژنتیک گشوده و اسرارآن پدیدا ر  شدند راه دیگری  هم  برای تشخیص نژادهای مختلف اسب به دست آمده است اما ابتدا باید  راه آول  را پی سپرد  و  از آن گذشت تا راه دوم آغاز گردد. این راه آزمایشگاهی است  وقتی مرحله ی اول تمام شد و  تعدادی ابتدا  از نظر اندام شناختی مشابه در آمدند و  بقیه ی صفات آن ها  نیز بررسی شد و این اصل مهم به دست آمد که افرادآن ها نوع و نمونه ی خودرا تولید می کنند آنگاه خون آن ها، یک یک آن اسب ها  به آزمایشگاه فرستاده می شودکه ژنم، نقشه ی جایگاه ژن ها و ویژگی های د ان ای آنها ثبت و مورد  بررسی قرارگیرد. به دلیل مشابهات صوری واندام شناسی مشابهات فراوان و مشترکی در مختصات  به دست آمده وجود خواهد داشت که مبنای تشخیص های آینده قرارخواهد گرفت . در این روش هم همه چیز صددر صد نیست خون اسب ناشناسی که برای تشخیص وابستگی نژاد به همان آزمایشگاه که مدارک ژنم و  د ان ای را در بایگانی دارد فرستاده می شود  در صورتی که تاحدمعینی نزدیک به نمونه های موجود باشد  مثبت و اگر دور باشد منفی اعلام می شود.                                                                                                                                                                    

 

 مسائل فنی بسیار دیگری در این باب هست ، اسب های دوخون ، ارسال نمونه ها ، رابطه ی فرزندی و پدر و مادر ی و ................. اگر موقعیت به دست آید گفته خواهدشد.

 

 

استادگرامی

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط محمد تقی ابراهیم پور
بازدید: 635

  استادگرامی

اسب تربرد-در مورد اسب تربردتاکنون هرچه خوانده ایم براین مبنابوده  است که سه رأس اسب به نام های گودلفین آرابین[1]، ارابین دارلی[2] وبیرلی تورک3 از شرق به انگلستان حمل وبا اختلاط و ترکیب با نژاد های بومی آن کشور اسبی به وجود آورده اند که امروز به نام اسب خون خالص انگلیسی یا تربرد4 و با لقب معجزه گر سرعت، مشهور است ولی در حقیقت چنین نیست. اظهار نظر افرادی که دست اندر کار ساختمان بنیادی این نژاد بوده اند و صلاحیت داشته اند حجت و دلیل مدعاست.   

 - پریور5 که از بزرگ ترین مسؤولان تبارنامه های قدیمی است گفت: دنبال کردن فهرست اسب هایی که دوک نیوکاسل در1660  میلادی ارائه نموده است ، نشان می دهدکه چگونه اگر فقط یک صد سال به عقب برگردیم، میبینیم که اسب مسابقات  اسبدوانی آن روزها کاملاً از نژادهای شرقی چون عرب ، ترک و بارب بوده اند.          

 - بلوندویل6 ( 1588 ) : نژاد انگلیسی را بیتفاوت، سنگین و کند وصف می کند

 - کروچ7 (1636 ) اسب های انگلیسی تنها به درد گاری می خورند.

 - بوفون8( 1751) اسب های انگلیسی بیشتر مناسب شکار هستندتا مسابقات اسبدوانی.

 - بلونگر9 (1771 ) بهترین اسب های انگلیسی در مقایسه با اسب عرب و بارب ، پست و بی ارزشبا شانه های خشک و کم کار و پاهای بدون نرمش، سرد و بی تفاوت ، بی جان و بدون روح هستند.

 - دوک نیوکاسل10[3]  حتی یک اسب بارب بد از هر اسب انگلیسی برای تولید اسب مسابقات اسبدوانی مناسب تر  است.

 -  اسمرس11(1741)  اسب خوب 11انگلیسی دوخون درشتی است با پاهای پشمالو، پوست کلفت و موهای بلند.

- آلکین 12  (1815) شایعه ی نادرستی است که اسب تربرد اختلاطی از اسب های محلی انکستان است با اسب ها ی شرق.......تربرد که هم از پدر و هم از مادر از خون پاک خارجی نباشد نمی تواند بدود.

- ودربی13 (1800) اسب انگلیسی به هیچ وجه به زیبایی اسب عرب نیست.

 



[1] Godelphin Arabian    2- Arabian Darley   3- Byerely Yurk       4 Thoroghbred     5-Perior                6-Blundevile    7- crouch.  8- `Bufon   9-Blevenger

[2]

[3]-D. Newcastle       11- smers    12-Alkeen     13- weatherby

 

جالب

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط محمد تقی ابراهیم پور
بازدید: 431

جالب است در مجالس مختلف افراد وسیله ی مجریان و گویندگان و مجلس گردانان به درجات بالا ووالایی می رسند که در مقام واقعیت هرگز به آن فکر نکرده اند، پروفسور، استاد، دانشمند ،      حاج آ قا و غیره درحالی که در عالم پروفسوربودن  یک کتاب هم ننوشته اند اگر نوشته اند کپی از مدارک و اسناد بوده است . در عالم استادی خود حتی دیپلم هم ندارند ، حاج آقایی که مکه را ندیده......           آخرین ایلخی چی      

 

آیا حیوانات با هم حرف می زنند؟

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط محمد تقی ابراهیم پور
بازدید: 364

 

آیا حیوانات با هم حرف می زنند؟

امروز جالب بود. هوا آفتابی ، خنک نه سرد. در ضلع شرقی پارک نیاوران جاده ی نسبتاً وسیعی است که بخش جنوبی را به میدان نیاوران وصل می کند. در کنار این خیابان عمومی که معمولاً اشغال اتومبیل ها از بالا به پایین و از پایین به بالا ست پیاده رو تر و تمیزی کشیده شده که تا جنوب و غرب پارک ادامه دارد. دوطرف پیاده رو درختکاری ودالان بسیار خرمی را به وجود آورده است.  امروز متوجه موضع  بسیار جالبی در این راه باریک و سرسبز شدم. دو کلاغ نمی دانم نر یا ماده یا نرو ماده در دقایقی که پیاده رو خلوت است و جز عابری چند در بخش جنوبی پیاده رو به سوی جنوب نمی روند، با سرعت بال زنان در کنارهم و در سطح کمر انسان به سوی آدمی  که به سوی جنوب می رود حمله می برند.  شخص مورد تهاجم جریان را می فهمد یانه به نظر من مهم است زیرا این دو پرنده طوری بال می زنند که حرکت آن ها صدا ایجاد و آدم را متوجه پشت سر خود کنند. در آخرین لحظه که شخص مورد تهاجم متوجه می شود یا بر می گردد یا راه خود را کج می کند  آن دو کلاغ از دو طرف فرارکرده و بدون اینکه به کسی بخورند یا زیانی برسانند از چپ و راست شخص پرواز کرده می گریزند  و این حرکت را چند دفعه در روز در آن شرایط خاص انجام می دهند، سربه سر گذاشتن و خندیدن، ترساندن دیگران و خندیدن....... .

              قضیه ی امروز مرا به یاد نوشته ی آقای جان لاک اسب شناس و متخصص انگلیسی می اندازد که نوشته بود: در یک روستا زندگانی می کردیم شبانه دو رأس اسب در یک پادوک نگاه می داشتیم که صبح  برآن ها سوار شده و هرکدام به سو ی کار روزانه ی خود می رفتیم. بعضی روزها که ما عصبی یا خیلی خوشحال بودیم اسب ها سر به سرما ن می گذاشتند و اغلب نیم ساعتی برای ما درد سر درست می کردند . این گونه بود که در یکی از چهار گوشه ی پادوک طوری می ایستادند که تصور می کردیم منتظرند به آن ها برسیم و به خارج هدایت کنیم  و زین بگذاریم و سوار شویم چون به هر حال این کار هر روز ما بود. اما در آن روزها اجازه می دادند به آن ها آن قدر نزدیک شویم که اگر دست دراز کنیم کلگی آن ها در دستمان باشد مانند هر روز، اما ناگهان هر دو از دوطرف پا به فرارمی گذاشتند و در گوشه ی دیگر به همان صورت می ایستادند و حرکت همچنان تکرار می شد تا زمانی که ما می خندیدیم یا خانم عصبانی می شد و فریاد می زد می روم شلاغ بیاورم تازه آن وقت هم صبر می کردند  تا دم در پادوک برود به آن جا که می رسید تسلیم می شدند.......

                برای اجرای چنین طرح هایی هرچند ابتدایی و ساده با ادبیات انسانی شرح و بیانی لازم است که هردو طرف اجراکننده آن رامورد بررسی و تفاهم و موافقت قرار دهند سپس به اجرا در آورند. این عامل تفهیم وتفاهم در حیوانات مثل ما زبان نیست پس چیست؟ چیزی است که ما انسان ها نمی دانیم. ما با اسب ها زبان بدنی داریم اگر می شد برای آن الفبایی نوشت آصول آموزش سوارکاری دگرگون می شد اما بین اسب ها چه می گذرد؟ با اندکی از حرکات اسب ها  در زبان بدنی بین آن ها آشنا هستیم اما آنچه بین خود آن ها در حالات مشکل تر می گذرد؟ حیوانات زبان ما را می فهمند . سگ و اسب دستورات لفظی و زبانی ما را اجرا می کنند پس ما؟

 

صفحه5 از5

<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 بعدی > پایان >>

ورود به سایت

حاضرین در سایت

ما 8 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

 

 

Get our toolbar!

Ilkhichi.com website reputation

خروجی سایت

شما اینجا هستید:   خانه
برای حمایت از ما امتیاز دهید