امتیاز کاربران
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط Super User دسته: یاداشت
نمایش از 18 اسفند 1394 بازدید: 202
پرینت

بزرگنمایی های تاریخی قسمت دوم

 

 

رخش -  رستم هرکس که بوده و در هر دوره ای که می زیسته  نمی تواند اسبی با آن چه درکتب و شاهنامه توصیف  شده یا در اشعار آمده است دارا باشد. در مورد چه کسی بودن رستم  اورا آدمی قوی ، بالابلند، با ریش دوحاچ و سر دیو سفید که به صورت کلاهی بر سر دارد و گرز گران و تیر و کمان و ......... رخش، اگر زندگانی رستم را در یک دوره ی معادل عمر یک انسان از ابتدای تاریخ تا پایان سلسله ی ساسانیان در جهان زیسته است نمی تواند چنین اسبی داشته باشد و نمی تواند چنین بیابد که بر آن بنشیند زیرا چنین اسبی  متولد نشده  و وجود ندارد  که وزن او و سلاح او را  تحمل کند. به این ترتیب وجود رخش هم منتفی و بودن آن دروغی بیش نبوده است

 

 

         خشایارشاه - می گویند خشایار شاه ( نیمه ی اول هزاره ی یکم پیش از میلاد) در حمله به  رم یک میلیون و نیم رأس  اسب با خود همراه داشته است. تهیه و تدارک علیق  این تعداد اسب آن هم در طول یک لشکر کشی هزاران و هزار کیلو متری د رعهد باستان غیر ممکن بوده به ویژه  اگر این لشکر کشی سالی و بیتتر طول کشده باشد که کشیده است. یک میلیون اسب و مادیان در طول یک سال به نزدیک دو میلیون افزایش خواهند یافت .از همه ی این ها گذشته در انتهای هزاره ی اول پیش از میلاد اصلاً اسبی به معنای امروز موجود نبوده آن گونه که بتواند سواری را با تجهیزات حمل کند وجود نداشته است.

      اسب در آغاز اسلام اسب در میان اعراب تحفه ای، هدیه ای ناب و نایاب بوده است . ابن عباس از قول حضرت محمد( ص) نقل می کند که اندازه ی  براق را بزرگتر از خر و کوچکتر از استر  تعریف کرده است( کتاب اسب و اسب سواری در فرهنگ اسلامی . صفحه ی 126 تألیف محمد رضا جواهری ) و این اندازه یایست تقریباً معادل 120 سانتی متر امروزباشد. یعنی اسب ایدآل و بهشتی در آن روزگار همین اندازه قد و قامت داشته است. براق سواری حضرتشان بود در سفر معراج.  در فصلی از این کتاب ، در همین صفحه دلدل مرکب مولای متقیان را استری سفید و سیاه تعریف کرده است.

           از نوشته های بالا چنین بر می آید که اسب در اختیار اعراب  در سال های ظهور اسلام بیشتر از 120- 140  سانتی متر بلند نبوده و مطلوب و زیبا در حد و اندازه ی براق بوده است. اما  تعاریفی که از براق به عمل آمده و اختصاصی بودن آن به پیغام آوری عرب و زیبایی  و ظرافت ظاهری اسب موجود عرب ها را مجذوب این حیوان کرده و اقدام به اصلاح و انتخاب آن کرده اند تا آن جا که از اسب نسایی که اکنون به کرد تبدیل شده بود حیوانی بسیار زیبا ساختند و نام آن را اصیل قراردادند که بعداً در غرب به اسب عرب مبدل شد                                 
 
ارتش های سوار نظام -    با مقدمهِ  ی  بالا حماسه ی سوار نظام و شجاعت های جنگاوران  سواره پیش از 500 سال قبل از میلاد تا 500 بعد از آن  به گونه ای سرگرمی یا دانکیشوت بازی تبدیل می شود. سرداری ، سربازی رشید با قد و بالای دست کم 170 سانتی متر بر اسبی با بلندی  130 سانتی متر سوار است و با سود جستن از سرعت مرکوب چپ و راست شمشیر میزند و آدم می کشد. نه این طور نمی شود . چنین سواری در هر حرکت به راست یک بار پایش به زمین می خورد و به چپ یک بار . به ویژه هنوز رکاب و بند رکاب کاربرد پیدا نکرده است و در چنین حالی پیاده ی مجهز به شمشیر  بر سواری با همان سلاح برتری دارد چون سوار نشسته است و پیاده سرپا و تحرک مرد سلح پیاده به اختیارتر از سواره است. اگر هم قد نباشند در چنین شرایطی پیاده بلند بالاتر هم هست و این خود مزیت غیر قابل انکاری است. شیخ بهایی نوشته اند که از امیرالمؤمنین علی پرسیده شد که چرا بر استر     می نشینند و از اسب استفاده نمی کنند فرمودند: من که از جنگ و میدان نبرد نمی گریزم که با سرعت خود را از معرکه به در برم برای شمشیر زدن و جدال هم همین استر مرا کفایت می کند ( از بیانات آقای دکتر واردی) . به آن معناست که قاطر متناسب تر از اسب آن دوره است. این تناسب و برتری تنها می تواند در مزیت بلندی استر بر اسب در آن دوران باشد وگرته سرعت و تحرک و در اختیار بودن اسب همیشه برتر بوده است           

        با آن چه گفته شد تکامل و تغییرات بنیادی اسب در شرق ، جنوب روسیه ، شمال چین و مزوپوتامیا انجام پذیرفته است . در انتهای مقاله باز به این مطلب پرداخته خواهدشد که را ه تکامل همین گونه و همین بوده که شرح داده شد. و با این اصول تا 500 سال بعد از میلاد اسب بسیار کوتاه تر و کم جثه و جان تر از اکنون بوده که بتواند از عوامل تولید حماسه باشد . همین که حیوان زیبایی بوده که وسیله ی انسان اهلی و با انسان اخت شده البته که کافی نیست اما مورد استفاده ی کشش و باربری هم فرارگرفته و خورش نوع آدمی نیز بوده است. یکی از عوامل تکامل تدریجی فراوانی نوع است. آب وهوا و منطقه ی سرسبز پر آب و علف آن روزگار تا آن جا که منطقه  به یک ناحیه ی مردابی پر علف تبدیل شده بود تعداد اسب  را چنان افزوده بود که گله های وحشی آن در سراسر سرزمین ها ی جنوب  ومرکزی آسیا دردسترس و اگرلازم بود تیر رس انسان های آن دوره بود. فراوانی چنان بود که دوبار به   فاصله ی زمانی بسیار طولانی تکامل انجام گرفت و در اولین اسب پرزوالسکی و در دومین اسب نسایی به وجود آمد.    پدیده های نو- من درطول 50-70 سال کار با اسب  ناظر تغییرات چندی در اندام و رفتار اسب ها در جهت تکامل بوده ام. اغلب این تغییرات در نتیجه  ی حضور و تأثیر انسان در اسب بوده است.  ازدیاد تعدد و تنوع رنگ اسب که تا زمان شروع کار ما وجود نداشتند و اگر بودند نایاب و اندک بودند. انواع چند رنگی ها ، رنگ گرگی که در یک مو، سه رنگ سیاه و زرد و سفید موجود است ، چشم های رنگی. یک فرانسوی می گفت  اسب های آن ها لگد زدن را فراموش کرده اند. اسبچه های خزر در اروپا 2-3 سانتی متر به قد خود افزوده اند و بسیار تغییرات دیگر.  

         می دانیم که 50 یا 70 سال در سیر تکامل یک نوع زمان بسیاربسیار کوتاهی است اما آنچه در این زمان بسیا ربسیار کوتاه پدید آمده قابل لمس و اندازه گیری می باشد.این حالت در زمانی است که اسب به بهترین صورت تغذیه و نگاه داری حتی پرستاری  می شود.که با زندگی در توحش و تحت تأثیر شرایط مختلف محیط فرق دارد      

       اسب نسایی بعد از آنکه زیر پای رزم آوران اشکانی هم چند سانتی متر به قد خود افزود  از نظر تعداد گسترده شد و اسم اسب کرد یافت  از حالا تحت شرایط تکامل سریعتری قرارگرفت . به دست عرب ها افتاد و آن ها   اسب را گرامی می داشتندچنان که تبارنامه ی اسب و شجره ی خود را در یک برگ می نوشتند و ضبط می کردندند. گرامی داستن یعنی انتخاب یعنی پذیرایی و تغذیه و به سادگی نتجه این که اسب اصیل با قد متعادل فعلی پدید آمد.     

       از طرف دیگر اسب ترکمن در شرایط خاص  از اسب نسایی وسیله ی خانواده های سیستیانس و سیتین با ترتیب دادن مسابقات ابتدایی متعدد و متنوع در سرزمینی با خاک نرم و بوته ای به وجود آمد. تغذیه ی اختصاصی ، سم های نرم، نازکی اندام از آن یک نژاد تشریفاتی و نازک اندام با قد بلندتر ازنسایی ساخت که امکان رخش بودن و جنگیدن را از آن سلب و باب مسابقه  ومیدان های اسبدوانی ساخت.   

 گزنفن( نیمه ی دوم هزاره ی اول پیش از میلاد)- سردار بزرگ یونانی که به فرماندهی ده هزار سرباز یونانی به کمک شاه ایران آمده بود موقعی به ایران  رسید( شاه درخواست کننده ی کمک ) فوت کرده بود. گزنفن آن ده هزار نفر را در غربت ایران مدت زیادی نگاهداری کرد  سپس آنان را با همان نظم و نظام که آورده بود به یونان برگردانید. این سردار بزرگ یونانی چند کتاب نوشته و با نوشتن آن ها خود را در سلک مورخین بزرگ آن زمان قرار داده است. یکی از نوشته های جالب گزنفن در مورد اسب  و تربیت آن است، تربیت در سطح عالی تا آن جا که گزنفن را پدر علم تربیت اسب ( درساژ ) می خوانند و این را سند قرارمی دهند که در آن زمان اسب یا اسب هایی با قد و بالای امروز وجود داشته که مورد نظر و تربیت چنین استادی قرار گرفته اند. این درست نیست . در مقدمه ی یکی از کتاب های خود نوشته بودم "  اگر اسبی نیکو و با رغبت به حمل سنگ تن در دهد خوب تربیت شده است "  به عبارت دیگر خوب  درساژ را آموخته است. اسب در 500-700سال بعد چنان که در کرمانشاه و تنگ چوگان نموده شده است به قواره ای رسیده است که بتوان بر آن سوار شد و آموزش  داد  پیش از آن یعنی در زمان  گزنفون قد اسب بیش از 120 سانتی متر نبوده  و شایستگی سوار شدن یک  مرد عادی 60 کیلوگرمی را نیافته بود. فرض کنیم به چنین حیوانی به نام اسب بتوان سوارشد . اینجا این سؤال پیش می آیدکه حرکات کنونی درساژ درمیان دست و پای کوتاه آن ها گم نمی شد؟ اگر نمی شودچگونه است که  اکنون از اسب های بلند با دست و پای آزاد و بلند برای نمایش اجرای حرکات استفاده می شود. نتیجه این است: منظور درساژ در قاموس گزنفن تربیت اسب بوده است برای کشیدن عرابه و گردونه و غیره .  به ویژه اگر  در آن راننده ای هم نشسته با شد باید تمام اصول حرکات به چپ و راست و اثرات  دیگر باید تبه اسب آموخته و رعایت شود.      

       برای دیدن ادامه متن کلیک کنید

ورود به سایت

حاضرین در سایت

ما 7 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

با مرا جعه به صفحه فیس بوک از مطالب دیگر نبز بهره مند شوید

 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

 

Get our toolbar!

Ilkhichi.com website reputation

شما اینجا هستید:   خانه مطالب سایتیاداشت ها و تصاویربزرگنمایی های تاریخی اسب 2
برای حمایت از ما امتیاز دهید