امتیاز کاربران
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط محمد تقی ابراهیم پور دسته: رفتار شناسی و روانشناختی
نمایش از 12 دی 1394 بازدید: 369
پرینت

  تاکنون ، بعداز 70 سال آشنایی و کار با اسب کینه توزی اسب را ندیده بودم. دیروز آن را دیدم.   در یکی از این اسبداری های کنارشهر تهران، شاید شهریار.  اسب در شرایط نگاهداری مناسبی بود.  لاغر و بی حوصله نبود چون درِ اطاقکش به مانژ بزرگی باز می شد که اسب می توانست به میل خود  درخارج یا داخل اصصطبل خود آمد و رفت کند. بنابراین از  بابت جا و مکان هم .  در مضیقه نبود. مالک اسب که جوانی بود  به آرامی افسار آن را می کشید و از ما می خواست برای آن شناسنامه صادر کنیم. همان طور که به آرامی به سوی ما می آمدند و جوان به حالت احترامی در کنار آن راه می پیمود اسب ناگهان حمله کرد و به سوی جوان یورش برد.  چند بار با دست کوبید، جوان   زمین خورد، اسب  از روی آن عبور کرد قصداشت برگردد و با دست به سینه یا سراو بکوبد. که با داد و فریاد ما جوان به زحمت برخاست درحالی که اندام زیر لباس اورا ندیدیم اما سرو صورتش خراشیده و خونی بود. اسب از این که ار کارش و خسارتش جلوگیری کرده اند ناراضی بود، جوان زخمی و خسته التماس می کرد که به اسبش شناسنامه ی ترکمن داده شود و ما متحیر که آیا  این همه خدمت به یک حیوان باید چنین نتیجه ای داشته باشد!؟ ما توصیه نمی کنیم چنین حیوانی اصولاً نگاهداری شود به مالک اسب هم این توصیه را کردیم. به شما هم سفارش می کنیم . من دیده ام که اسبی انگشت مهتر خود را کنده. من دیده ام که اسبی به سر مهتر خود لگد زده و او را از سلامت محروم کرده است  اما ندیده ام با دست به بدن مالک خود بکوبد و برگردد که کار کشتن او را تکمیل و ادامه دهد. یادمان باشد که دست اسب مانند پتکی است   اگر بر بدن کسی کوبیده شود مانند همان پتک فرو می رود.  

                  

ورود به سایت

حاضرین در سایت

ما 40 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

با مرا جعه به صفحه فیس بوک از مطالب دیگر نبز بهره مند شوید

 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

 

Get our toolbar!

Ilkhichi.com website reputation

شما اینجا هستید:   خانه مطالب سایترفتار شناسی و روانشناختی اسبکینه توزی اسب
برای حمایت از ما امتیاز دهید