برای اینکه بدانید آخرین ایلخی چی ایران چه کسی است ، ساده ترین و بهترین راه اقتباس و برداشت از فرهنگ نام آوران معاصر ایران جلد دوم است که مطالبی در مورد ایشان نگاشته است:

دکتر محمد تقی ابراهیم پور

     درمیانه ی سال  های1327 –1332 دوره ی دکترای دامپزشکی را آغاز و به پایان رسانده است. دوره ی بازرسی مواد غذایی ( بهداشت شیرو گوشت ) را در امریکا از سال 1338 ودوره ی کارشناسی ارشد رشته ی علوم اجتماعی را در سال 1343 از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده است.  
آثار مکتوب نامبرده در رشته های مختلف ادبیات فارسی ، داستان و داستان برای جوانا ن و فرهنگ و واژه نامه های فارسی – کردی و کردی–فارسی و کردی-انگلیسی و ترجمه های مختلف از کتا ب های آموزش سوارکاری( سوارکاری، درساژ، پرش  و مسابقات صحرایی)  وسیله ی مؤسسات ملی و دولتی چاپ و منتشر کردهاست. کتاب نامدار " اسب"  وسیله ی دانشگاه صنعتی اصفهان و واژه نامه هارا انتشاراتی ققنوس وسایرانتشاراتی هابه چاپ رسانده اند. انتشارمجله ی دامپزشکی ارتش و  شماره های آغازین انجمن سلطنتی اسب از کارهای ایشان  می باشد.

فیس بوک facebook

برای دیدن عکسهای بیشتر از ما و مطالب دیگر به پیج فیس بوک ما بپیوندید
   پیج آخرین ایلخی چی

مقالات

مقاله انتخاب اسب را میتوانید از لیتک زیر مشاهده نمایید و برای مشاهده آن باید در سایت عضو شوید
مقاله انتخاب اسب

پنل پیامکی

برای عضویت در سامانه پیامک سایت نام و نام خانوادگی خود را به شماره 30007290007790 ارسال کنید

خانه

خاطره (بهبهان)

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط Super User
بازدید: 0

 

بهبهان شهری در استان خوزستان آن روزها. چون در آغاز خدمت، نه ناگهان بلکه به خواسته ی خودم به بهبهان منتقل شدم. توضیح این است که در ارتش قانونی بود، زیاد هم رعایت نمی شد این که هر افسر باید چند سال در گرمسیر و چند سال در سردسیر و مآلاً اگر خواست در تهران یا زادگاه خود یا یک منطقه ی معتدل که خود طالب است برود و خدمت کند. به نظر مناسب و منطقی می رسید که ما تا جوان هستیم دوره ی خدمت گرمسیری را به پایان برسانیم تا بتوانیم بقیه ی عمر را به میل خود در هر نقطه ی دیگری که خواستیم اقامت و خدمت کنیم. با این استدلال بی میل نبودم به یک  نقطه ی گرمسیری بروم که شهر بهبهان به من افتاد. شهری که یک خیابان داشت و جمعاً 7-8 هزار نفر جمعیت. 90در صد مردم بومی آن کور و تراخمی بودند و از دو محله تشکیل شده بود که فاضلابی متعفن آنها را ازهم جدامی کرد. یک گردان سوار و یک تیپ پیاده و یک آتشبار75  را در کنار این شهر جا داده بودند. استعداد دواب این سه واحد در حدود یک هزار رأس اسب و قاطر بود.

       سروان جاماسب افسر کمونیست مسؤول دواب گردان سوار بود و من هنگ پیاده و آتشبار 75 بدون عقب نشینی. دکتر جاماسب افسر ارشد بود و رئیس دامپزشکی قرارگاه بنابر این من می شدم مسؤول عمومی بهداشت و تغذیه و درمانگاه دواب. کار پر مشغله ای نبود اما بدهم نبود. روزی نبود که مریض و بیماری پیدا نشود ومرا با بیماری های فردی و جمعی درگیر نکند.

        حالا تقریبا 60 سال و بیشتر از آن روزها گذشته است و من هنوز از دو چیز سر در نیاورده ام. اول ذخیره گذاشتن سه واحد رزمی در نقطه ای با مسافت سه روز راه کویری از اهواز و چهار روز از مرکز آبادان که باید از آنها دفاع می شد. یاد آور می شوم در آن زمان وسایل حمل و نقل موتوری موجود نبود که اگر اتفاقی روی می داد ارتش فوراً در محل حاضر باشد. اگر وسایل موتوری هم بود از کار افتاده و کهنه و فرسوده و بدون رسیدگی بود. یادم می آید روزی که خواستند از همردیف سروان پریوش که به بیماری سل مبتلا و وفات یافته بود تشییع به عمل آورند تنها آمبولانس تیپ  بهبهان جنازه ی آن مرحوم را فقط  تا نیمه ی راه همراهی کرد و بعد از آن خاموش شد که روشن نشد و جنازه روی شانه ی مردم در حالی که موزیک می نواخت تا قبرستان(بشیر نظیر) که چندان هم نزدیک نبود حمل شد. به هرحال ارتش باید با اسب و قاطر راه می افتاد. دوم که از اولی هم مهمتر است این که در مدت سه سال خدمت درآن شهر و آن پادگان هرگز ندیدم یک واحد تمرین رزمی داشته یا دست کم بستن و سوار کردن و پیاده کردن مسلسل را به قاطرها یا توپ را و کشیدن آن ها را با ارابه ها دیده باشم که تمرین کرده و آموزش داده باشند. حتی ندیدم  یک واحد سوار نظام آموزش سواری برقرار کند.

        در چنین شرایطی دواب جیره ی نگاهداری دریافت می داشتند که معمولاً کم و به اندازه ای بود که گیر و گرفت ایجاد نکند اما به هر حال کارنکردن و در یک جا ماندن بیماری های خاص خود را برای دواب ( اسب ها و قاطرها) در بر داشت.

 https://t.me/ilkhichi

 

زری باف و نشاطی

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط محمد تقی ابراهیم پور
بازدید: 444

scan03020.jpg - 396.28 کیلو بایت

 

با نشاطی و زری باف، جوان ریشوی کنار نشاطی. وجود زری باف که حالا حتمأ حاجی آقاست و من 30 سال است دیگر اورا ندیده ام برای من و نشاطی فرصتی بود و لطف خدا. زری باف رئیس فدراسیون بود من یک بلیزر داشتم با نشاطی در شهر راه می افتادیم و خانم های سوارکار را می بردیم به فرح آباد ( باشگاه سوارکاران ) و آن هارا سوار می کردیم. من می افتادم جلو صف سواران، نشاطی وسط میدان می ایستاد و حیرانیان رئیس باشگاه از ترس این که من و نشاطی در داخل میدان سواری بانوان هستیم عرق می ریخت . بعد از سواری هم آن ها را یک یک به منزل هایشان می رساندیم و به دست همسران و اولیائشان می دادیم. خوب اول انقلاب بود.

 

4friends

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط محمد تقی ابراهیم پور
بازدید: 378

 

اسبهای کوتاه - اسبچه - پونی

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط Super User
بازدید: 54

             اسب های تارپان و پرزوالسکی تنها محصول تکامل 65 میلیون  ساله ی ائوهیپوس ها نبودند. اسب های کوتاه درسراسرآسیای مرکزی و مزوپوتامیا متفرق شده و دیگرهیپاریون و پلیوهیپوس نبودند خانوده ی اسب ها(اکویده یا اکوئوس) تشکیل شده بود، الاغ وگورخرهای  مختلف  موجود شده بودند.  مزوپوتامیا منطقه ای بسیار وسیع است بین  سه دریای سیاه ومدیترانه و بحرخزر، درآن روزگار و دراطراف آن  حکو مت های  مختلف تشکیل شده و می شد که اغلب بر سرمحدوده ها و عقاید وخدایان خود و قومیت و تعدد زبان و رسوم و فرهنگ درجدال و ستیز بودند. پارس ها، سومریان، آشوریان، عیلام، بابل و.....  همه به تشکیل و سازمان دادن ارتش های منظم دست یازیدند و اسب را نیز در سازمان این ارتش ها هرچند در واحدهای پشتیبانی جای دادند.

 

آشوریان با این لشکرها هرسال یک یا دوبار به سرزمین مادها حمله می کردند   و100 – 150  هزارنفراز آن ها را می بردند و در بازارهای جهان  می فروختند سر انجام  خود به دست آنان از میان  رفتند و نینوا پایتخت آنان با خاک یکسان شد. کوروش به عیلام و بابل رفت و آن دو جا را فتح کرد. در آن زمان سومر ها  اسب  را الاغ کوهی می نامیدند به این معنا و به نشانه ی این که هنوز گله های اسب کوتاه ( همقد یک الاغ)در ایران و مناطق مرکزی آن مانند گله های آهو و بزکوهی و قوچ و میش کوهی وجود دارند.  گله های اسب هم اهلی و وحشی دارند، تاریخ در حدود 2000 سال پیش از میلاد است و می نماید که از هزاران سال پیش اسب به صورت اهلی یا وحشی در حدمت و خوراک انسان بوده است.  باید بگویم که هم اکنون گونه هایی از اسبچه ی خزریافت می شوند شبیه اسب های عرب وترکمن و دو خون های آن ها با قد کمتراز 115 -132 سانتی متر که من دیده ام. در میان تصویرهایی از نقش ها که بر سنگ های کوهستان زاکرس از خسروآباد عراق تا تنگ چوگان دراستان فارس نیز اسب های مختلفی وجود دارندکه هرکدام به نام قومی که آن را پرورش می داده اند معروف اند.  

یاد آوری این که در جزیره و شبه جزیره ی عربستان و یمن  و مناطق عرب نشین جنوب و جنوبی ترِ مزوپوتامیا تا سال ها ی 1300 پیش از میلاد حتی سنگواره ی اسب پیدا نشده است ضروری می باشد.  شاردن سیاح دوره ی صفویان(500 سال پیش) می نویسد  دریمن و اطراف آن اسب پیدا نمی شود و به جای آن از شتر استفاده می کنند، این اسناد محدوده ای را مشخص می کنند که اسب آن روزیعنی      اسب های کوتاه به آن جا راه نیافته اند،  نه حایی برای پرورش آن ها موجود بوده،  نه گذری برای عبور اسب.  حال آن که اسب های کوتاه در سرزمین مزوپوتامیای  شمالی تر، ایران، مدیا و..... چنان به وفور مورد استفاده بوده اند که ارتش ها هم از آن ها جهت حمل و نقل سود می جستند و بسیار پیش از آن در پارس  هشت رأس اسب سفید گردونه ی زرینِ خدا بانوی خورشید را  به نیت برکت و امید پشتیبانی جلو ارتش به حرکت در می آوردند و  می کشیدند.

 

اسب ترکمن - Torkmen

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط محمد تقی ابراهیم پور
بازدید: 449

 

اسب  ترکمن Torkmen-

 

هزاران سال پیش در مناطق جنوب شرقی دریای خزر دومین اسب ( بعد از اسب نسایی ) در میان قبایل ترکمن به وجود آمد که نام آن به نام قبیله ی تولید کننده، ترکمن کذاشته شد.  ترکمن اولین اسب خون گرمی ا ست که قد آن به 150 سانتی متر رسید. اکنون قد آن به 162 سانتی متر هم می رسد. شرایط محیط و نوع انتخاب و تغذیه ی آغازین از آن اسبی ساخته است با اندام ظریف، سر سبک و زیبا ، گردن افراشته و مستقیم، سینه که در طول بدن رشد یافته، شانه با شیب متناسب،دست و پای ظریف و اندکی بلند با استخوان های پرو محکم، کپل و شکم و تهیگاه متناسب برای سرعت و پوست نازک با موهای ظریف و یال و دم کم پشت مستقیم. زیست در خاک نرم استپ، سم آن را سفید و نرم نگاه داشته که زندگانی در کوهستان را برای آن سخت  می سازد. این اسب با مستندات تاریخی یکی از دو یا سه خونی است که اسب تربرد از آن تولید شده است.                  

 

اسب ترکمن امروز دارد تغییر می کند قوی تر می شود، گردن افراخته تر دارد . صحبتی با آمد و شد  کنندگان به ترکمنستان را داشتم می گفتند هرچه اسب ترکمن های ما قوی تر و بهتر  و مورد استفاده تر می شوند  اسب های ترکمنستان ظریف تر و ناتوان تر می شوند تا آن جا که مجبورند خون اسب های تربرد به آن ها برسانند و این خود باعث شده است که از خلوص آن ها کم و کم تر شود.  به زودی عکس های مناسبی از تغییرات جدید منتشرخواهیم کرد.

 

   اسب ترکمن

 اسب

 

تنوع ژنتیکی

امتیاز کاربران
نوشته شده توسط Super User
بازدید: 69

 

تنوع ژنتیکی

 

موتاسيون يعني تغيير ناگهاني درساختار ژن ها درکرموزوم. اين تغييرات ساختاري صفات را تغيير مي دهند. براي مثال، يک موتاسيون ممکن است تغييراتي در اندام بدهد، يک صفت مطلوب در آن به وجود آورد. از طرف ديگر موتاسيون ممکن است اثر زيانبخش روي اعضاء داخلي( قلب و کليه) داشته براي موجود مرگ آور باشد. همچنين ممکن است عامل تغييراتي در ژنتيک اسب باشد که خود عامل رشد و پيشرفت اسب به سوي تکامل باشد. چرا موتاسيون ها نادرهستند؟ چون تأييرات آنها بيشترزيانبخش بوده است.

 

 

 

تنوع محيط

 

  اثرمحيطي که انسان فراهم آورده است مانند تغذيه، تيمار وشرايط نگاهداري و تعليم وغيره باعث شده است که اسب تغييرات ژنتيکي پيدا کرده (ژنوتيپ) در نتيجه تغييرات فنوتيپي اِين چنين که ديده مي شود به وجود آمده است. صفات کيفِتي مانند رنگ وسيله ي چند ژن معدود کنترل مي شوند. اين صفات شديدا ارثي بوده و کمتر تحت تأثير محيط مي باشند. براي مثال لکه هاي رنگي بدن اسب در رنگ توبيانو پنت  داراي مبناي کامل ژنتيک است و با تيمار و مواظبت و بيماري توليد

 

 

صفحه1 از3

<< شروع < قبلی 1 2 3 بعدی > پایان >>

ورود به سایت

حاضرین در سایت

ما 3 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

با مرا جعه به صفحه فیس بوک از مطالب دیگر نبز بهره مند شوید

 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

 

Get our toolbar!

Ilkhichi.com website reputation

خروجی سایت

شما اینجا هستید:   خانه
برای حمایت از ما امتیاز دهید